Card image cap

دهه کرامت

1399-04-09

فاصله بین ولادت حضرت معصومه (سلام الله علیها) و ولادت ثامن الائمه (علیه السلام) با عنوان دهه کرامت نامگذاری شده که مقارن است با جشن ها و آیین های شادباش در سراسر ایران به یمن قدوم موالید نورانی این دهه؛ اما اینکه چرا ایام ولادت امام هشتم شیعیان (علیه السلام) کرامت نام گرفته مسئله ای است که در گفتگوی قدس با آیت ا… روح ا… قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی (عجل الله تعالی) به بحث و بررسی گذاشته شده و مشروح آن از نظرتان می گذرد:

 

کرامت به چه معنا است و در سیره و سبک زندگی ائمه معصوم (علیهم السلام) این مفهوم چه جایگاهی دارد و چگونه تعریف شده است؟

کرامت به معنای بزرگواری است و اصل کرامت در روایات ائمه معصوم (علیهم السلام) ملاک دینداری انسان ها شناخته می شود، آنچنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: بزرگواری مرد همان دین او است.

همچنین، از پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) روایت است که کرامت دوری از گناهان است. بنابر روایاتی دیگر، کرم آن است که انسان دنیا را کوچک بشمارد.

علاوه بر این، امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: هر که برای خود کرامت قائل باشد، دنیا در نظرش خوار و کوچک می شود.

پس کرامت به معنای کوچک شمردن دنیا نیز است. امیرالمومنین (علیه السلام) همچنین فرموده اند: کسی در حقیقت کرم و بخشندگی دارد که هوای نفس خود را مهار کند و به نفسش بخل بورزد.

ایشان همچنین می فرمایند: هوای نفست را مهار کن و بر آن بخیل باش که اگر کسی بر نفس بخل بورزد، حقیقت کرامت را یافته است.

برخی دیگر از روایات، وفاداری را به بزرگواری تعبیر می کنند. امیرالمومنین (علیه السلام) در این باره می فرمایند: وفاداری به پیمان ها از بزرگواری انسان است.

بنابر آنچه بیان شد، کرامت قبل از هر چیز دینداری و دوری از گناه و بخل داشتن نفس اماره و بعد کوچک شمردن دنیا را شامل می شود و از این مسیر به مقصد صبر و شکیبایی می رسد، از این رو است که امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: بزرگواری و کرامت، نیکو شکیبایی کردن است.

کسی که دنیا در مقابلش کوچک باشد شکیباییش نیز بالا می رود و این فرد نه تنها برابر مشکلات کم نمی آورد بلکه بار مشکلات دیگران را نیز بر دوش می کشد و امیرالمومنین (علیه السلام) در این باره می فرمایند: بزرگواری و کرم این است که بار دیگران بر دوش کشیده شود.

و این از دنیا شکایت نکردن نشانه کرامت است. همچنین، از اخلاق کریمان خلوص و یکرنگی است و ناخالصی از اخلاق انسان های فرومایه است.

امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: کریمان کسانی هستند که شکیباتر و پرتحمل ترند؛ همچنین ایشان می فرمایند: شتاب در عفو و گذشت از اخلاق کریمان است.

اما همان حضرت (علیه السلام) تاکید دارند اگر کسی که کریم به او کرامت کرد، بی ادب تر شد دیگر نباید با کرامت با او برخورد کرد، بلکه اهانت و بی احترامی او را درست می کند.

 

چه ارتباطی بین کرامت و سیره رضوی وجود دارد که دهه منتهی به ولادت آن حضرت (علیه السلام) دهه کرامت نام گرفته است؟

تمامی روایاتی که بیان شد از امام معصوم است و امام (علیه السلام) تا خود به آنها عمل نکند دیگران را به آن عمل دعوت نمی کند؛ حضرات معصومین (علیهم السلام) به عنوان امامان کریم هم شناخته می شوند پس نخستین کرامت کنندگان اند.

در پاسخ به چرایی تقارن دهه کرامت با ایام ولادت ثامن الائمه (علیه السلام) باید گفت همه ائمه (علیهم السلام) تجلیگاه اسماء الهی هستند، یعنی وقتی ایشان را رضا می نامیم این صفت تنها به امام هشتم (علیه السلام) محدود نمی شود بلکه همه ائمه به رضای الهی رضا هستند اما تجلی خاص این رضایت در زندگانی آن حضرت (علیه السلام)، ایشان را به رضا شهره کرده است چراکه حتی بسیاری از علویان متاسفانه ثامن الائمه  را در پذیرش ولایت عهدی نعوذبا… متهم به دنیادوستی کردند و گفتند چرا شما به سمت مامون خبیث می روید در حالی که پدرتان در زندان پدر او بود؟!

 

اما ایشان با رضایت به خواست الهی هجرت کردند.

همچنین است که آن حضرت  به عنوان عالم آل رسول (صلی الله علیه واله) شناخته می شوند چراکه این علم در زمان مامون و طی برگزاری مناظرات تجلی خاص یافت و مامون می کوشید علم امام (علیه السلام) را زیر سوال ببرد اما عکس این اتفاق رخ داد.

این همانند عصر امامین صادقین (علیه السلام) است که دعای مومنین مستجاب شد و امویان و عباسیان به خود مشغول بودند و فرصت برای بروز علم امامان (علیهم السلام) فراهم شد تا جایی که می دانیم تنها امام ششم (علیه السلام) چهار هزار شاگرد داشته اند.

اما برای پاسخ دقیق به چرایی تقارن دهه کرامت با ایام ولادت باسعادت ثامن الائمه (علیه السلام) باید گفت کرامت و بزرگواری ایشان در مزین کردن ایران به وجود مبارکشان، اصلی ترین دلیل این نامگذاری است چراکه حضور نورانی و مقدس آن حضرت (علیه السلام) ایران را مرکز حقیقی تشیع و اسلام ناب قرار داد؛ علاوه بر این به برکت ایشان و اعتقاد به امامت آن حضرت (علیه السلام) است که شیعه اثنی عشری هویت می یابد یعنی هر کسی که به امامت ایشان معتقد باشد، شیعه عثنی عشری است.

 

کرامت و رواج روح کریمی در جامعه برگرفته از آموزه های رضوی چه تاثیر بر اصلاح سبک زندگی دارد؟

باید توجه داشت که امامان ما کرامات بسیاری دارند و این کرامات به عنوان اعجاز شناخته می شوند؛ البته برخی از انسان ها هم می توانند کرامت داشته باشند که از طریق پرهیزکاری ممکن می شود و انسان را هدایت می کند.

همانگونه که از خصوصیات معصومین (علیه السلام) هدایتگری بشر است؛ درباره امام هشتم (علیه السلام) هم اینگونه است و ایشان کرامت ویژه ای دارند.

نقل شده: دو برادر بودند یکی پرهیزکار و دیگری بدزبان که همه از دست او در عذاب بودند، این ها قصد زیارت امام هشتم (علیه السلام) را کردند و آن بدزبان در بین راه بیمار شد و از دنیا رفت و به تعبیری همه از دست او راحت شدند!

برادر پرهیزکار او را غسل داد و پس از طواف در حرم امام (علیه السلام) او را به خاک سپردند.

برادر پرهیزکار، برادرش را در عالم رویا در باغی بزرگ و شادکام دید و تعجب کرد و از چرایی آن پرسید.

گفت: وقتی قبض روح شدم جانم به سختی گرفته شد (چراکه بنابر روایات یکی از لحظاتی که اعمال ما بر سختی یا آسانی آن تاثیر دارد هنگام جان دادن است)

وقتی قبض روح شدم دو ملک سراغ من آمدند و هنگام غسل گویی به جای آب آتش روی من می ریختند و کفنم هم پاره ای از آتش شد و آن دو ملک هم مرا عذاب می کردند.

تا اینکه مرا بردید به حرم امام  و آن دو ملک دور شدند؛ در حرم امام (علیه السلام) را دیدم و از او خواستم شفاعتم را کند. همین که مرا بالای سر حضرت  بردید به من گفتند از حضرت طلب شفاعت کن که تنها در حرم ایشان در امانی و بیرون از آن عذاب منتظر تو است. پاسخ دادم از امام خواستم اما ایشان اعتنایی نکردند. ندا آمد حضرت (علیه السلام) را به مادرشان حضرت صدیقه (سلام الله علیها) قسم بده که درخواست تو را رد نخواهند کرد و من نیز چنین کردم و این شد که می بینی!

از این ماجرا درمی یابیم که کرامات حضرت ثامن الائمه (علیه السلام) به حیات ایشان محدود نیست بلکه پس از حیات ظاهری، نیز ایشان کرامات خود را شامل حال ما می کند و این البته از صفات همه معصومین (علیهم السلام) است.

 

آنچه باید از کرامت در سیره رضوی برای زندگی امروز به کار گرفته چیست؟

بالاترین مطلبی که حضرات معصومین  به ما یاد دادند و خواستند که به آن عمل کنیم، این است که ما در مقام تقوا قرار بگیریم تا بتوانیم وجود مقدسشان را درک کنیم و این درک از شفاعت آنها نیز بالاتر و برتر است که به ما امکان همراهی آن حضرات در آخرت را نیز می دهد، چراکه نفع آنها به این دنیا محدود نمی شود.

همانگونه که در دعای کمیل می گوییم از این ترسانم که فردای قیامت از دوستان تو جدا شوم! و بهترین دوستان خدا حضرات معصومین  هستند که اگر این را درک کنیم و متوسل به آنها شویم خیلی از مشکلات ما برطرف می شود.

از این رو است که در عیون اخبارالرضا  از اباصلت نقل شده که حضرت ثامن الائمه (علیه السلام) با هر ملیتی به زبان خودشان صحبت می کردند و حتی وقتی وارد نیشابور شدند با پیرزنی به زبان محلی سخن گفتند.

اباصلت می گوید وقتی از چرایی این مسئله پرسیدم، امام  فرمودند: ما امامیم و حجت خدا بر خلق.

پس اگر معرفت داشته باشیم، در می یابیم که قدرت در کف آنها است و این خواست خدا است که آنها پیشوای مردم قرار بگیرند و ما در دعای توسل می گوییم: ای حجج خدا روی زمین و آنها بحق خلفای الهی روی زمین هستند که معرفت به آنها ما را به حقیقت رهنمون می شود.